نظر علي الطالقاني
99
كاشف الأسرار ( فارسى )
او از همه بيشتر و كاملتر است به همان قاعده كه هر كسى هر چه را كمال داند در خدا اثبات نمايد زيادتر و بيشتر از هر كه آن را دارد . و بسيارى را اعتقاد آن است كه خدا در آسمان است و در آنجا تخت و مكان دارد و من خود ديدم از زنها در مقام تغيّر و شكوه ، كه مىگفتند اى خدا از آسمان پائين بيفتى و پاره پاره شوى ، و چون به فقر و بلاها و مصائب گرفتار شوند به دل و زبان گويند آخر اين چه مصلحت داشت ؟ آخر اين طفل من زنده بود چه ضرر داشت ؟ اگر چشم يا گوش من مثلا درست بود كرهء عالم به هم مىخورد ؟ و هكذا . بلكه از چندين هزار ، يكى نيست كه لا اقل در دل نگويد . و حاصل اين سخنان و اين خيالها و شكوهها نسبت ظلم است به خدا يا نسبت جهل و ثالث ندارد . نعوذ باللّه من مقام الامتحان . حال گوئيم اين گونه سخنان و اعتقاد و گمان ، انكار هيچ يك از آن چهار اصل نيست به طور ظهور و آشكارا و هويدائى ، زيرا كه انكار علم و قدرت و خالقيّت و غير آن نكنند . و جسم گفتن و مرئى دانستن ، با علم و قدرت و غير آن منافات حسّى و تناقض بديهى ندارد كه منشأ انكار و ارتداد شود ، مانند شكر و انكار شيرينى ، و جسم و انكار قبول ابعاد . لهذا جمعى از اكابر علماء ( قدّس سرهم ) حكم فرمودهاند به طهارت مجسّمه . پس همهء اينها مؤمن پاك و موحّد پاكيزهاند و مستحق بهشتاند ، نهايت امر نام ايشان ضعفاء و مستضعفين و بلهاء باشد و مثل ايشان مثل امّ ايمن است كه امام ( ع ) فرمود شهادت مىدهم كه ام ايمن از اهل بهشت است و حال آن كه معرفت او تمام نيست 113 و اين سخن را در مقام معارضه و محاجّه با اصحاب فرمود و مقصود حضرت بيان و اثبات همين مطلب بود . و بعيد نيست كه مراد از حديث اكثر اهل الجنّة البلهاء 114 همين كسان باشند . و امّا مجسّمه و مجبّره و مفوّضه از مخالفين و ساير فرق مسلمين كه آنها را با اتمام حجّت كافر و مخلّد مىدانيم و مع ذلك قائل به طهارت ايشانيم ، حقّ اين است كه با اين عقايد فاسده باز پا كند ، و اينها بدتر از اصل مذهبى كه دارند نيست و طهارت سه فرقهء ايشان نيز مذهب جمعى از اكابر علماء ما مىباشد و آن ميزان و معيار كه در ارتداد گفتيم در ايشان نيست . خداوند به شمشير قائم عجّل اللّه فرجه از ايشان انتقام بكشد و دنيا را از لوث ايشان پاك نمايد . اين چند كلمه بالتّبع بر زبان قلم جارى شد و مقصود ما بيان حال ضعفاء شيعه است كه تو با خبر باشى و بدانى كه خداوند حكيم از هر كس به اندازهء عقل و طاقت او از او ايمان خواسته اگر چه در نزد كاملتر ، عين كفر باشد .